بدو، بدو، بگو عروس و دوماد دارن میان...
مدتیه که می خوام درباره عروسی های ولایت خودمون یه پست مشتی بذارم که این عروسی آخری که رفتم بهونه خوبی شد برای انجام این کار. جالبه بدونین عروسی های شمال در کل کشور و حتی خارج از کشور بسیار معروفه و می تونه در کنار طبیعت زیبا، یه جاذبه ی توریستی برای ما محسوب بشه!![]()
در کل موارد مهم عروسی رو می شه به 2 بخش اصلی تقسیم کرد:
1- پوشیدنی ها
2- نوشیدنی ها
تبصره: بخش اول مربوط به خانومهای مجلس و بخش دوم در مورد آقایون اهمیت پیدا می کنه.
پوشیدنی ها: شال ، روسری، آستین و یقه از زواید لباسهای این جور مراسم(مخصوصا برای صاحبان عروسی) محسوب می شه، البته اونم به خاطر اینکه برای برگزاری مجلس خیلی خرج شده و برای کاهش هزینه ها در خرید پارچه و روسری صرفه جویی می شه !!
ممکنه بگین این که عادیه، کسی توی عروسی مانتو نمی پوشه ، اما کمی صبر داشته باشین! جای مهمش مونده!
اینو یادم رفت بگم که معمولا عروسی های شمال (چیزی حدود 80% تا اونجایی که من دیدم!) به صورت مختلط برگزار می شه. یعنی چه عروسی رو توی باغ بگیرن چه توی سالن، مردونه و زنونه یا از همون اول قاطیه یا از وسطای عروسی به بهونه و رقصیدن عروس با برادراش و هدیه دادن مادر زن به دوماد و ...قاطی می شه. حالا دوباره بخش پوشیدنی ها رو بخونین![]()
نوشیدنی ها: در عروسی ها آقایون معمولاً به شربت و چای اکتفا نمی کنن و کمی هم عرقیات( مثل عرق نعنا، زیره ، چهل گیاه و ...) به شربتشون اضافه می کنن تا یه کم سر حال بیان و غذاشون هم هضم بشه. البته چون هر دارویی(چه گیاهی چه شیمیایی) یه کم طول می کشه تا اثر کنه، مصرف این عرقیات آخرای عروسی تاثیر خودشو در رنگ چهره و نوع رقصیدن، راه رفتن و حرف زدن آقایون نشون می ده. گاهی اوقات هم مصرف بی رویه این داروهای گیاهی و شیمیایی تاثیرات سوئی روی اعصاب و روان مهمانها می ذاره و دعوا و درگیری های فیزیکی به بار می یاره.
سیستم کلی عروسی اینجوریه که تا وسطای عروسی خانوما مجلس رو گرم می کنن و از اون به بعد آقایون هم باهاشون مشارکت می کنن.به این صورت که هر کی اول با خواهر و مادر و زنش می رقصه ، بعد هم با هر کی که یه بار توی عروسی از جلوش رد شده باشه. البته این امر خیلی تحت تاثیر میزان عرق نعناعیه که آقایون نوشیدن . چه بسا کسانی که تا آخر مجلس فقط با خواهر و مادر خودشون می رقصن!!
تبصره: در عروسی حضور ارکستر و خواننده و آمپلی فایر از حضورعروس و داماد واجب تره.
عروسی شمال یک سری بخش های فرعی هم داره که ذکر توضیحاتی درباره اونها هم خالی از لطف نیست:
1- هدیه به عروس و داماد: اگه مراسم جشن عقد باشه سیل النگو و انگشتر و زنجیره که از طرف فامیل به دست و پای عروس و داماد روان می شه ( مخصوصا در یک طایفه ی خیلی معروف نوری )و اگه جشن عروسی باشه تراول 500 تومنی رو بگیر برو تا 20 تومنی .البته این بخش عروسی رو من می پسندم چون باعث می شه اول زندگی یه پولی دست عروس و دامادو بگیره.البته اگه بابای داماد نامردی نکنه و پولو به عنوان خرج عروسی برای خودش بر نداره. اینو هم بگم که همه ی این هدیه ها باید توی یه دفتر ثبت بشه و وقتی مهمونای مجرد ازدواج کردن در همون حد و یا بیشتر(با توجه به نرخ تورم و قیمت نفت) پس داده بشه.البته این یه قانون نانوشته است که اگه ازش سرپیچی بشه اسم خواهر و مادر طرف تا مدتها سر زبونها خواهد بود.
2- محل عروسی: سنتی ها که حیاط خونه هاشون به پارک جنگلی می گه زکی، معمولا عروسی هاشونو توی خونه ی خودشون می گیرن.این جوری صفا و صمیمیت مجلس بیشتره البته خستگی و خرحمالی جوونای فامیل هم بیشتره چون علاوه بر گرم کردن مجلس، وظیفه پذیرایی از مهمونا و سرویس دادن برای شام هم گردن اوناست. تا دو هفته هم باید کل خونه رو بسابن تا آثار مهمونی از در و دیوار و کف پاک بشه.اما جدید ترا عروسی هاشون رو توی سالن می گیرن که هم دردسرش کمتره و هم فرش و موکت و مبل خونه مورد عنایت کفشهای مهمانان با ملاحظه قرار نمی گیره.
3- بچه های کوچیک !!: تقریبا توی همه ی عروسی هایی که رفتم 2 برابر تعداد آدم بزرگا بچه دیدم! اونم چه بچه هایی!! این موجودات عزیز وظیفه ی انگشت فرو کردن توی کیک، گاز زدن به میوه ها و شیرینی های روی میز، ریختن نوشابه روی لباس مهمونا در حین دویدن، خراب کردن رقص عروس و داماد و حضور همیشگی در کل فیلم عروسی (حتی قسمتهای دونفره عروس و داماد)رو بر عهده دارن.
4- رقص محلی: این قسمت بر میگرده به آداب و رسوم محلی شمالی ها که البته من چیز زیادی از ریشه هاش نمی دونم. این قسمت سنتی که خیلی هم جاذبه ی توریستی داره!! اینجوریه که آخرای عروسی یه آهنگ خیلی تند با شعر محلی با مضامین عشقی و اجتماعی(!) پخش می شه و جوونا شروع می کنن به انجام حرکات تند موزون به طوری که یهو 20 تا پسر رو می بینی که وسط مجلس دارن بالا و پایین می پرن. معمولاً شروع این قسمت، 5 دقیقه قبل توسط خواننده اعلام می شه تا مادران بچه هاشون رو از وسط مجلس جمع کنن چون اگه اون وسط بمونن با تمام شدن رقص باید با کاردک جمعشون کرد!
5- کاروان عروسی: بعد از عروسی اونایی که دل و دماغ و جونشو داشته باشن با ماشین بوق زنان دنبال ماشین عروس می رن تا برسن به خونه شون.در این فاصله جوونا که از ماشینشون خسته شدن هر جایی که گیر بیارن از جاده هراز بگیر تا کوچه بن بست، جلوی ماشین عروس رو می گیرن( به اصطلاح پل می زنن) و هر چی شاباش به دوماد دادن( چه بسا بیشتر) ازش پس می گیرن.
*در عروسی اخیر در کسوت فیلمبردار خصوصی، عکاس عمومی و همچنین پرستار بچه ایفای نقش می کردم و بیش از نیمی از عروسی رو با مانتو و کاپشن وایساده بودم گوشه سالن تا سوژه پیدا کنم!! لذا کیس مناسبی برای تشریح پیدا نکردم و تمام آنچه در بالا از نظرتون گذشت حاصل تجربیات و مشاهدات چندین ساله ام در عروسی های قبلی بود.
